January 23, 2006
يک قطره ازادی؟
باران دل است يا تازيانهء ابر.
هر چه هست صورتم رنگين است.و قلمم لجام گسيخته. لرزان. با تب و تاب ناز ميکند و دم نميزند.
ای اذهان عمومی ! تشويشی در کار نيست. حرف دل است با بی زبانی خاص و هيچ کليشه ای را دنبال نميکند.
بازتاب است.
پرواز بی ناز پرنده است.
نجوای شيون همدم است.
معاشقه ء پيرمرد چوپان و شاخ های جوان قدرت است.
بحث کيلويی کيسه های پياز تهمت و چندِ ترديدی شخصيت است.
حرف دل است و از هر چه بگذريم سخن دل از سخن دوست خوشتر است.
طراح جدول امروز زندگی چه زيرکانه طرح کرده است ! چه حل ناشدنی و چه منصفانه ...
جايزه اش...
يک قطره ازادی؟
از انصاف دردی به دل دارم ناگفتنی.
Posted by jesmi at January 23, 2006 02:23 PM